جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El ornamento
01
آرایه, تزئین
un objeto que sirve para adornar o decorar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
ornamentos
مثالها
Colocó un ornamento de cristal en el centro de la mesa.
او یک تزئین کریستالی را در مرکز میز قرار داد.



























