جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El rodapié
01
قرنیز
una tabla que cubre la parte inferior de una pared
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
rodapiés
مثالها
La aspiradora chocó contra el rodapié de la cocina.
جاروبرقی به قرنیز آشپزخانه برخورد کرد.



























