جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La barrera
01
مانع, سد
una estructura física que impide o controla el paso
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
barreras
مثالها
El arrecife de coral actúa como una barrera natural contra las olas.
صخره مرجانی به عنوان یک مانع طبیعی در برابر امواج عمل میکند.



























