جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El trasfondo
01
پیشزمینه, سابقه
la historia pasada de un personaje o situación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
trasfondos
مثالها
El autor creó un trasfondo detallado para el villano.
نویسنده یک گذشته دقیق برای شرور ایجاد کرد.
درخت واژگانی
trasfondo
tras
fondo



























