جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El cuentacuentos
01
داستانسرا
una persona que narra historias a una audiencia
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cuentacuentos
مثالها
La biblioteca invitó a un cuentacuentos para el festival.
کتابخانه یک داستانگو را برای جشنواره دعوت کرد.



























