جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El jefe de pista
01
مدیر سیرک, رئیس صحنه
el presentador y director del espectáculo en un circo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
jefes de pista
مثالها
El jefe de pista lleva un frac rojo y un sombrero de copa.
رئیس میدان یک فراک قرمز و یک کلاه استوانهای میپوشد.



























