جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El tapiz
01
پرده نگارین
un tejido decorativo con diseños figurativos, hecho en un telar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
tapices
مثالها
Los hilos de oro en el tapiz brillaban con la luz de la lámpara.
نخهای طلایی در تاپستری در نور چراغ میدرخشیدند.



























