جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La comida para llevar
01
غذای بیرونبر
comida que se compra en un restaurante para comer en otro lugar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Pedimos comida para llevar de un restaurante tailandés.
ما غذای بیرونبر از یک رستوران تایلندی سفارش دادیم.



























