جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
encurtir
01
شور درست کردن
conservar alimentos en una solución de vinagre, sal y especias
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
encurto
سومشخص مفرد
encurte
وجه وصفی حال
encurtiendo
گذشته ساده
encurtió
اسم مفعول
encurtido
مثالها
Mi abuela sabe encurtir cebollas de una manera deliciosa.
مادربزرگ من میداند چگونه پیاز را به روشی خوشمزه ترشی کند.



























