جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vestido de verano
01
پیراهن تابستانی
un vestido ligero y sin mangas, ideal para el clima cálido
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
vestido
سومشخص مفرد
vestido
وجه وصفی حال
vistiendo
گذشته ساده
vestido
اسم مفعول
vestido
مثالها
Se puso un vestido de verano de flores para ir a la playa.
او یک لباس تابستانی گلدار پوشید تا به ساحل برود.



























