جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El patito
01
جوجهاردک
una cría de pato
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
patitos
مثالها
El patito nada detrás de su madre en fila.
جوجه اردک در پشت مادرش به صورت ردیف شنا میکند.



























