جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La decisión
01
تصمیم
elección o determinación tomada después de pensar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
decisiones
مثالها
Tomé la decisión de mudarme a otra ciudad.
من تصمیم گرفتم که به شهر دیگری نقل مکان کنم.



























