جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El ornitorrinco
01
پلاتیپوس
mamífero acuático que pone huevos y tiene pico de pato
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
ornitorrincos
مثالها
Vi un ornitorrinco descansando sobre una roca.
من یک نوکاردکی را دیدم که روی یک صخره استراحت میکرد.



























