جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El ojo morado
01
کبودی چشم
un moretón e hinchazón alrededor del ojo causado por un golpe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
ojos morados
مثالها
Se cayó de la bicicleta y ahora tiene un ojo morado.
او از دوچرخه افتاد و حالا چشم کبود دارد.



























