جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La alma gemela
01
نیمه گمشده
persona con la que se tiene una conexión profunda y especial, como si fueran complementarios
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
almas gemelas
مثالها
Desde que la conocí, sentí que era mi alma gemela.
از زمانی که او را ملاقات کردم، احساس کردم که او همزاد روح من است.



























