جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
posibilitar
01
امکانپذیر کردن
permitir o facilitar que algo ocurra o se realice
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
posibilito
سومشخص مفرد
posibilita
وجه وصفی حال
posibilitando
گذشته ساده
posibilitó
اسم مفعول
posibilitado
مثالها
La educación posibilita un mejor futuro.
آموزش یک آینده بهتر را ممکن میسازد.



























