جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
afrutado
01
میوهای
que tiene sabor o aroma a fruta
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
el más afrutado
شکل تفضیلی
más afrutado
درجهپذیر
مفرد مذکر
afrutado
جمع مذکر
afrutados
مفرد مؤنث
afrutada
جمع مؤنث
afrutadas
مثالها
La mermelada es afrutada y deliciosa.
مارمالاد میوهای و خوشمزه است.



























