جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El médium
01
احضارکنندهی ارواح
persona que se cree capaz de comunicarse con espíritus o recibir mensajes del más allá
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
médiums
مثالها
El médium usó cartas y péndulos durante la sesión.
مدیوم در طول جلسه از کارتها و آونگها استفاده کرد.



























