جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El autocontrol
01
خویشتنداری
capacidad de controlar los propios impulsos, emociones o acciones
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Necesito más autocontrol para no comer tanto dulce.
من به خودکنترلی بیشتری نیاز دارم تا اینقدر شیرینی نخورم.
درخت واژگانی
autocontrol
control



























