جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
resbalar
01
لغزیدن
perder el equilibrio temporalmente debido a una superficie lisa o húmeda
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
اولشخص مفرد
resbalo
سومشخص مفرد
resbala
وجه وصفی حال
resbalando
گذشته ساده
resbaló
اسم مفعول
resbalado
مثالها
Juan resbaló en el piso mojado y casi se cae.
خوان روی کف خیس لغزید و نزدیک بود بیفتد.



























