جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El totalidad
01
کلیت, تمامیت
conjunto completo de algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
La totalidad de la reunión se grabó en video.
تمام جلسه در ویدئو ضبط شد.



























