جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La plaga
01
آفت, هجوم
gran cantidad de insectos, animales o enfermedades que causan daño a cultivos, plantas o salud
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
plagas
مثالها
Es importante prevenir las plagas en el jardín.
مهم است که از آفات در باغ جلوگیری شود.



























