جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El arado
01
گاوآهن, خیش
herramienta o máquina que se usa para labrar la tierra antes de sembrar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
arados
مثالها
Compraron un arado nuevo para la granja.
آنها یک گاوآهن جدید برای مزرعه خریدند.



























