جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El puñado
01
مشت, یک مشت
cantidad de algo que cabe en una mano
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
puñados
مثالها
El niño tomó un puñado de caramelos.
کودک یک مشت آبنبات گرفت.



























