جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
originar
01
باعث شدن, موجب شدن، ایجاد کردن
ser el origen o la causa de algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
origino
سومشخص مفرد
origina
وجه وصفی حال
originando
گذشته ساده
originó
اسم مفعول
originado
مثالها
El accidente originó un gran caos en la ciudad.
حادثه ایجاد هرج و مرج بزرگی در شهر کرد.



























