جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
originar
01
باعث شدن, موجب شدن، ایجاد کردن
ser el origen o la causa de algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
origino
سومشخص مفرد
origina
وجه وصفی حال
originando
گذشته ساده
originó
اسم مفعول
originado
مثالها
Sus palabras originaron una fuerte discusión.
کلمات او منشأ گرفت یک بحث شدید.



























