جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
novato
01
بیتجربه, تازهکار
que tiene poca o ninguna experiencia en algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
el mas novato
شکل تفضیلی
mas novato
درجهپذیر
مفرد مذکر
novato
جمع مذکر
novatos
مفرد مؤنث
novata
جمع مؤنث
novatas
مثالها
Cometió errores porque es novato.
او اشتباهاتی مرتکب شد زیرا تازهکار است.



























