جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La notificación
01
اعلان, گزارش
un aviso o alerta que informa sobre una nueva actividad en una aplicación o red social
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
notificaciones
مثالها
Recibí una notificación de que alguien había etiquetado en una foto.
من یک اعلان دریافت کردم که کسی مرا در یک عکس تگ کرده بود.



























