جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El musgo
01
خزه
planta pequeña y suave que crece en lugares húmedos y sombreados
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
La cabaña estaba decorada con musgo en el techo.
کلبه با خزه روی سقف تزئین شده بود.



























