جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La monotonía
01
یکنواختی, بیتنوعی
cualidad de ser monótono, falta de variedad o cambio
مثالها
Sufría la monotonía de su trabajo en la oficina.
او از یکنواختی کار دفتری خود رنج میبرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
یکنواختی, بیتنوعی