جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La medicación
01
دارو, دوا
medicina o sustancia que se administra para tratar o prevenir una enfermedad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
¿ A qué hora tomas tu medicación para la tiroides?
ساعت چند داروی تیروئید خود را مصرف میکنید؟



























