جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lánguido
01
بیرمق, خسته، بیحال
que carece de energía, fuerza o vitalidad; débil y apático
مثالها
Su voz lánguida apenas se escuchaba en la habitación.
صدای بیحال او بهزحمت در اتاق شنیده میشد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بیرمق, خسته، بیحال