جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La inhibición
01
بازداری, خودداری
falta de espontaneidad o restricción en el comportamiento o la expresión
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La inhibición del grupo disminuyó durante la actividad.
بازداری گروه در طول فعالیت کاهش یافت.



























