جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La incomodidad
01
درد, ناراحتی
una sensación de malestar físico o una situación que causa molestia, desazón o dificultad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La incomodidad del sofá viejo me hizo cambiar de asiento.
ناراحتی مبل قدیمی مرا مجبور کرد که جایم را عوض کنم.



























