جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
humillar
01
تحقیر کردن, خوار کردن
hacer que alguien se sienta inferior, degradado o avergonzado, dañando su dignidad
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
humillo
سومشخص مفرد
humilla
وجه وصفی حال
humillando
گذشته ساده
humilló
اسم مفعول
humillado
مثالها
El jefe lo humilló delante de todos sus compañeros.
رئیس او را در مقابل همه همکارانش تحقیر کرد.



























