جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El historial
01
سابقه, مدرک
un registro de la actividad previa en un navegador, aplicación o sistema
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
historiales
مثالها
Borré el historial de navegación para proteger mi privacidad.
من تاریخچه مرور را برای محافظت از حریم خصوصیام پاک کردم.



























