جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El hallazgo
01
اکتشاف, کشف
acción o resultado de encontrar algo desconocido o importante
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
hallazgos
مثالها
El arqueólogo presentó un hallazgo sorprendente.
باستانشناس یک کشف شگفتانگیز ارائه کرد.



























