جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El gráfico
01
نمودار
representación visual de datos o información
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
gráficos
مثالها
Creó un gráfico para presentar los resultados.
او یک نمودار برای ارائه نتایج ایجاد کرد.
gráfico
01
گرافیکی, بصری
relativo a imágenes o representaciones visuales
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
gráfico
جمع مذکر
gráficos
مفرد مؤنث
gráfica
جمع مؤنث
gráficas
مثالها
Los videojuegos modernos tienen contenido gráfico avanzado.
بازیهای ویدئویی مدرن دارای محتوای گرافیکی پیشرفته هستند.



























