جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
graduar
01
تنظیم کردن
modificar o ajustar algo con precisión
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
graduo
سومشخص مفرد
gradua
وجه وصفی حال
graduando
گذشته ساده
graduó
اسم مفعول
graduado
مثالها
Es importante graduar la temperatura del horno.
مهم است که دمای فر را تنظیم کنید.
02
فارغ التحصیل شدن, دریافت مدرک تحصیلی
recibir un título o certificado al completar un programa de estudios
مثالها
Voy a graduarme en junio.
من در ماه ژوئن فارغالتحصیل خواهم شد.



























