جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La gradiente
01
شیب
la inclinación o pendiente de una carretera
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
gradientes
مثالها
Una señal advierte del 10% de gradiente en los próximos kilómetros.
یک تابلو از گرادیان 10 درصدی در کیلومترهای آینده هشدار میدهد.



























