جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El fundamento
01
دلیل, مبنا
base o motivo en que se apoya una idea, acción o decisión
مثالها
Sus acusaciones carecen de fundamento.
اتهامات او فاقد اساس است.
02
پی, پایه
base o estructura que sostiene un edificio o construcción
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
fundamentos
مثالها
El edificio tiene un fundamento muy sólido.
ساختمان پایه بسیار محکمی دارد.



























