جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La fantasía
01
خیال, وهم، تخیل
historia, idea o escenario imaginario que no existe en la realidad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
fantasías
مثالها
Le gusta leer novelas de fantasía.
او دوست دارد رمانهای فانتزی بخواند.
02
فانتازیا, قطعه موسیقی فی البداهه
obra artística o musical que se caracteriza por la libertad creativa y la imaginación
مثالها
El compositor escribió una fantasía para piano.
آهنگساز یک فانتزی برای پیانو نوشت.



























