جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La excavación
01
حفاری, خاکبرداری
acción o efecto de excavar, especialmente para descubrir restos o cavar tierra
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
excavaciones
مثالها
Se inició una excavación para construir el nuevo edificio.
حفاری برای ساخت ساختمان جدید آغاز شد.



























