جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La estatuilla
01
مجسمه کوچک
una escultura pequeña de una figura
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
estatuillas
مثالها
Ganó una estatuilla de oro en el concurso de cine.
او یک مجسمه کوچک طلایی در مسابقه فیلم برنده شد.



























