جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
enmendar
01
اصلاح کردن, تصحیح کردن
corregir un error, defecto o situación incorrecta
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
enmiendo
سومشخص مفرد
enmienda
وجه وصفی حال
enmendando
گذشته ساده
enmendó
اسم مفعول
enmendado
مثالها
La empresa enmendó los errores del informe.
شرکت اشتباهات موجود در گزارش را اصلاح کرد.



























