جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
enloquecer
01
عصبانی کردن, دیوانه کردن
hacer que alguien pierda la paciencia o el control por la ira
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
enloquezco
سومشخص مفرد
enloquece
وجه وصفی حال
enloqueciendo
گذشته ساده
enloqueció
اسم مفعول
enloquecido
مثالها
Me enloquece que no escuchen mis explicaciones.
Enloquecer مرا دیوانه میکند که آنها به توضیحات من گوش نمیدهند.



























