جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dividir
01
تقسیم کردن
separar o repartir algo en partes
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
divido
سومشخص مفرد
divide
وجه وصفی حال
dividiendo
گذشته ساده
dividió
اسم مفعول
dividido
مثالها
Es importante dividir las tareas para trabajar más rápido.
مهم است که وظایف را تقسیم کنید تا سریعتر کار کنید.
02
تقسیم کردن (ریاضی)
repartir una cantidad en partes iguales
مثالها
Si divides 12 entre 4, obtienes 3.
اگر 12 را بر 4 تقسیم کنید، 3 به دست میآورید.



























