جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
despilfarrar
01
اسراف کردن, هدر دادن
gastar dinero o recursos de forma excesiva e innecesaria
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
despilfarro
سومشخص مفرد
despilfarra
وجه وصفی حال
despilfarrando
گذشته ساده
despilfarró
اسم مفعول
despilfarrado
مثالها
Despilfarró toda su herencia.
او تمام ارث خود را به باد داد.



























