جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La desaprobación
01
مخالفت, رد
opinión negativa o falta de aprobación hacia algo o alguien
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Miró a su hijo con desaprobación por su comportamiento.
او به پسرش با ناخشنودی به خاطر رفتارش نگاه کرد.



























