جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La cronología
01
گاهشماری, رویدادنگاری
ordenación de hechos o eventos según el tiempo en que ocurrieron
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
cronologías
مثالها
Los historiadores elaboraron una cronología de la guerra.
تاریخدانان یک گاهشماری از جنگ تهیه کردند.



























