جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
croar
01
غورغور کردن (قورباغه)
emitir su sonido característico una rana o un sapo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
croo
سومشخص مفرد
croa
وجه وصفی حال
croando
گذشته ساده
croó
اسم مفعول
croado
مثالها
Las ranas croan en el estanque después de la lluvia.
قورباغهها پس از باران در حوضچه غورغور میکنند.
El croar
01
صدای قورباغه
el sonido que hacen las ranas y los sapos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
El croar de las ranas era muy fuerte en el pantano.
قورقور قورباغهها در مرداب بسیار بلند بود.



























